تبليغاتX
!!!.....کفشهای غمگین عشق.....

رفته بودم که دور از انتظار دیگران ، ساعتی با سرگردانی یک عشق بی پناه زیر روشنایی مات ماه گردش کنیم . آسمان کاملا صاف بود  اما پاره ابری سیاه  صورت نازنین ماه را در سیاهی خود ناپدید می کرد .

گفتم :« آسمان به این صافی معلوم نیست این قطعه ابر سیاه از گربیان ما چه می خواهد؟ »

اشاره به ابر کرد و آهی کشید و گفت : « آن ابر نیست ! عصاره است ؛ عصاره ناله های پنهانی عشاق واقعی است که روی ماه را پوشانده است تا ماه شاهد عشق دروغ من و تو نباشد . »

 هر وقت که دیدی ابر سیاهی روی ماه را پوشاند حتماً آن شب ماه شاهد عشق دروغینی بوده است .

+ نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1384ساعت 0:38 توسط امیرحسین |

مگر نگفته بودي "دوستت دارم"؟

 يادت هست كه گفتي: دوستت دارم

   سرم رو پايين انداختمو گفتم: نظر لطفته

 

   سرم رو بالا اوردي و تو چشام نگاه كردي وگفتي: نظر لطفم نيست ، نظر دِلَمه

 

   تكرار اون نگاه نافذ و اون جمله كه هيچ وقت برام تكراري نميشه باعث شد كه دلِ منم صاحب نظر بشه 
    و منو مجبور كنه كه بهت بگم : منم دوست دارم

 

   مگر نگفته بودي "دوستت دارم"؟

 

   مگر دوستت نداشتم؟

 

   پس چرا حالا ، تنها هم آغوش من يادِ توست؟

 

   يكي از ما دو تا دروغ مي گفت.....

 

   ولي هنوز همانقدر برايم عزيز هستي كه نمي توانم تُهمت اين دروغگويي را به تو بزنم

 

   آري    من دورغ مي گفتم...    
   دورغي به وسعت تمام بي تو ماندن هايم

 

   من دوستت نداشتم             

      من ديوانه وار عاشقت بودم

       ….              من تو را با ذره ذره وجودم مي پرستيدم

 

+ نوشته شده در دوشنبه 28 آذر1384ساعت 2:25 توسط امیرحسین |

 نقل است كه گفت:  " يك روز دلم گم شده بود. گفتم الهي! دل مــن بازده " نــدايي شنيدم كه:  "يا جنيد! ما دل بدان ربوده ايم تا با ما بماني، تو باز ميخواهي كه با غير ما بماني؟"

 

        تذكره الاوليا...عطار نيشابوي

+ نوشته شده در یکشنبه 27 آذر1384ساعت 12:8 توسط امیرحسین |

سه نوع از دست دادن وجود دارد كه يكي از ديگري دردناكتر است:

 

 

زنده بماني و كسي به خاطر تو بميرد

بميري و كسي به خاطر تو زنده بماند

همديگر را از دست بدهيد در حالي كه هر دو محكوم به زندگي هستيد...

+ نوشته شده در جمعه 25 آذر1384ساعت 2:5 توسط امیرحسین |

تنها يك جمله...
از دشمني تا دوستي يک لبخند از جدايي تا پيوند يک قدم از توقف تا پيشرفت يک حرکت از عداوت تا صميميت يک گذشت از شکست تا پيروزي يک شهامت از عقب گرد تا جهش يک جرات از نفرت تا علاقه يک محبت از خست تا سخاوت يک همت از صلح تا جنگ يک جرقه از آزادي تا زندان يک غفلت...
+ نوشته شده در جمعه 25 آذر1384ساعت 1:1 توسط امیرحسین |

جاده های آرزو ...

 جاده ای به ثروت می رود

                   جاده ای به قدرت

                                و جاده ای به خدا که مذهب نامندش .

     می گوید همه را با هم داشته باش !

    می گوید در درون مذهبی باش و در بیرون سیاستمدار !

                                               این گونه است که گرگ متولد می شود !....

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 1:29 توسط امیرحسین |

من عشق را با نام تو آغاز می کنم‎ ‎.... پس در هر کجای عشق هستی آغاز کن مرا
خدايا :‌مذهب بي‌عوام ، ايمان بي‌ريا، خوبي بي‌نمود ،‌ گستاخي بي‌حامي ، مناعت بي‌غرور ، عشق بي‌هوس ، تنهايي در انبوه جمعيت و دوست داشتن بي آنكه دوست بفهمد ؛ روزي كن.                                                دكتر علي شريعتي
+ نوشته شده در سه شنبه 22 آذر1384ساعت 1:26 توسط امیرحسین |

عزيز بی دليل دشمنم!...
عزيز بی دليل دشمنم!...
 
بيا و زودتر خلاص کن...
 
 بزن به ضربه ی عميق  نفرتی که در تو هست!..
 
 بزن ولی چنان نزن که خار ِ چوب ِ دسته ی تبر...
 
 به دستهای نازکت فرو رود!..
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1384ساعت 3:56 توسط امیرحسین |

از طرف بهارک...
وقتي كسي شكست مي خورد هرگز نگوييد او تا ابد شكست خورده است !

بلكه بگوييد او هنوز موفق نشده است ....!

+ نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1384ساعت 0:23 توسط امیرحسین |

چیزی که ارزشش از آدم بیشتر است...
وقتی از سیگار میگویم بدتان می آید
همه می گویید بس کن !... سیگار چیه؟
اما سیگار ارزش اعتماد کردن داره
من اشتباه کردم
نباید اعتماد میکردم
ضربه سختی خوردم
اما مهم نیست
شروعی تازه در پیش است
تنها نیستم...
من هستم و یک پاکت وینستون الترا لایت!
سیگار
چیزی که ارزشش از آدم بیشتر است
لااقل میدونی که جایی تو رو جا نمی ذاره....
+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 1:43 توسط امیرحسین |

نوشتن براي فراموش كردن است نه به ياد آوردن...

((شرافت يك مرد همچون بكارت يك زن است . اگر يك بار لكه دار شد ديگر هيچ چيز جبرانش را نمي تواند))

                                                                                        دكتر علي شريعتي

+ نوشته شده در جمعه 18 آذر1384ساعت 13:51 توسط امیرحسین |

از طرف یک بی طاقت خسته...
یا رب به روزگاران عشقی نشسته بر دل

بیرون نمی توان کرد.......الا به روزگاران...

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 1:54 توسط امیرحسین |

یه بی طاقت خسته...
اگر كليد قلبي را نداري قفل نكن , به چشمي نگاه نكن اگه دروغ خواهي گفت , به كسي سلام نده اگه خداحافظي در پيش است , دست كسي را نگير اگه رها خواهي كرد , به كسي نگو دوستت دارم اگه ديگري در فكرت است ...
+ نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1384ساعت 2:29 توسط امیرحسین |

بازگشت...

تو آن روزها را فراموش کردی . آن روزهائی که تنها مونست بودم .تنها همدم و راهنمايت .به دنبالت می دويدم تا تنها ندوی ولی هرگز از تو جلو نمی زدم . برايت از يک دنيای ديگرقصه زندگی می گفتم و هر شب به ياد تو تا صبح در کنارت می ماندم . با گريه هايت در دل می گريستم و با خنده هايت بلند می خنديدم . تو شدی تمام دنيای واقعی و رويائی من .                                                                        ولی حالا به گريه هايم می خندی و از خنده هايم هرگز شاد نمی شوی . روز به روز هم از هم دورتر می شويم و من از اين دوری می ترسم .

پس برگرد من هنوز همانجايی که رهايم کردی در انتظارت نشسته ام ...

+ نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1384ساعت 4:41 توسط امیرحسین |

هیچ کس را نا امید نکن                                             

  شاید امید تنها چیزی ست که او دارد....

+ نوشته شده در یکشنبه 13 آذر1384ساعت 3:7 توسط امیرحسین |

از طرف عسل...

مذهب شوخي سنگيني بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبي ماندم.
بي آنكه خدايي داشته باشم ...

سهراب سپری

+ نوشته شده در جمعه 11 آذر1384ساعت 21:10 توسط امیرحسین |

من دل سپرده بودم او سر سپرده می خواست ...
زندگی 3 ایستگاه دارد:ایستگاه 1: تولد 2: عشق 3: مرگ
آقای راننده ببخشید! ایستگاه دوم نگه دار ...                                                      آهای آقای راننده با شما هستم...
+ نوشته شده در جمعه 11 آذر1384ساعت 14:34 توسط امیرحسین |

آی مردم دل می فروشم ارزان بخرید...
چوب حراج زده ام
خاطره میفروشم
خاطره های دست دوم....

در دلم غوغای عشقی بر پاست........
بر لبم اما سکوت!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 21:45 توسط امیرحسین |

از قول ساغر...

بهت گفتم چقدر دوستم داري؟

گفتي به اندازه جوهر خودكار...

بهت گفتم خيلي نامردي جوهر خودكاركه يه روزي

تموم مي شه...

يه لبخند زدي و گفتي من اصلا خودكار ندارم!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 21:28 توسط امیرحسین |

اينو حتما گوش كنيد...
یک موزیک رویایی ...صدای کلید های پیانو است که اینبار صدای عشق را فریاد می زند...

Acomme Amour( Richard Clayderman) o 

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 6:30 توسط امیرحسین |

از طرف سوگل...
دهانت را می بویین مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می جویند مبادا شعله ای در ان نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
و عشق را کنار تیرک کوچه شلاق می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد....
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:33 توسط امیرحسین |

چه بسا افرادي كه فقط به صداي طنين كلنگ گوركن از خواب بيدار مي‌شوند؛
 چيزي را كه محتاج نيستي گران مخر تا مجبور نشوي بابت چيزي را كه بدان محتاجي جنست را ارزان بفروشي؛....
+ نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1384ساعت 17:33 توسط امیرحسین |

به همین سادگی...
اکنون زمانه ای است که ما در یک روز چند بار عاشق می شویم .

اکنون زمانه ای است که عشق را فقط درویترین مغازه های کتاب فروشی میتوان دید.

اکنون زمانه ای است که عشق را به بها میتوان خرید.

زمانه ای که ما در آن هستیم یادمانه تکرارها دروغ ها بیوفایی ها وشکستن هااست.

زمانه ای که تکرار عادت است دروغ سنت است بی وفایی قانون است و شکستن مکتب است.             

در این زمانه ما به سادگی به دیگری به دروغ می گوییم دوستت دارم

+ نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1384ساعت 17:33 توسط امیرحسین |

بورلي سيلز
ممکن است شما از شکست خوردن نا اميد و مايوس شويد ولي اگر امتحان نکنيد، فنا خواهيد شد...
+ نوشته شده در دوشنبه 7 آذر1384ساعت 5:12 توسط امیرحسین |

تو اگر دوست مي‌خواهي خب منو اهلي کن(از طرف سودا)
باز هم امیرحسین مانده
با کفشهای غمگین عشق
غمگین نیست اما
کسی چه میداند
در دلش چیست
به روی خود نمی آرد
گل سرخش را زیر حباب گذاشته
خیالش از بابت آتش فشان ها هم راحت است
تازه تمیزش کرده
سوالی اما بی جواب در سر دارد
چرا؟....
+ نوشته شده در یکشنبه 6 آذر1384ساعت 10:34 توسط امیرحسین |

احتیاجی به توضیح نیست اون کسی که باید بدون میدون....
گناهکار را دوست بدار، اما  از گناه بیزار باش.......

چشم هایم را می بندم و تمام جهان می میرد

پلک می گشایم و همه چیز از نو زاده می شود

به گمانم تو را در ذهنم ساخته ام.

................

+ نوشته شده در یکشنبه 6 آذر1384ساعت 4:43 توسط امیرحسین |

ای پناهگاه ابدی....
اگر تنها ترين تنهايان شوم باز هم خدا هست.

         او جانشين تمام نداشتن هاست.

         نفرين ها و آفرين هابی ثمر است.

         اگر تمامی گرگ ها ؛ هار شوند و از آسمان هول و کينه بر سرم ببارد ؛

         تو مهربان جاودانه ی آسيب ناپذير من هستی.

         ای پناهگاه ابدی! 

                                                                             (دکتر علی شريعتی)

+ نوشته شده در شنبه 5 آذر1384ساعت 2:38 توسط امیرحسین |

اول قرار نبود عاشقان بسوزند . بعدا قرار شد .
بهر امتحان ای دوست گر طلب کنی جان را

 آنچنان  ببخشانم   کز  طلب خجل    مانی

...

 

+ نوشته شده در جمعه 4 آذر1384ساعت 21:29 توسط امیرحسین |

از طرف یک دوست....
این نامه رو تو دفتر خاطرات  یکی از دوستانم خوندم خیلی ناراحتم کرد. (البته من با اجازه دوستم این نامه رو اینجا نوشتم). با امید به اینکه شما دوستان هیچ موقع از عشق خود جدا نشین و درد تنهایی رو نچشید.

 

سلام نازنینم

 

این هم یه نامه دیگه مثل 37 نامه دیگه آره خنده داره یک ماهه رفتی ولی من 37 نامه برات نوشتم

اما این نامه یه فرق کوچولو یا نه یه فرق خیلی بزرگ با بقیه نامه ها داره .

اونم اینه که امشب تولدته اره میبینی هنوز یادمه .یادت میاد همیشه میگفتی کاری میکنی که من یادم بره؟

چقدر جات خالیه امشب تولدته ولی فقط من هستم و تنهایی خودم

نیومدی که  شمع ها رو با هم  فوت کنیم مجبور شدم 27 شمع رو تنهایی فوت کنم

یادته وقتی کیک تولدت رو میبریدی میگفتی اولین کسی که شیرینیه این  رو میچشه باید تو باشی؟

بعد از من سوال میکردی چه مزه ای داره ؟ شیرینه؟ و من میگفتم .....

 

دردا که نیست جز غم و اندوه یار من

ای غافل از حکایت اندوه بار من

گر شکوه ای سرایم از احداث روزگار

رحم آوری به روز من و روزگار من

دردا که ریخت باد فنا برگ و بار من

 

میدونم خل شدم که این چیزا رو میگم . اخه تو که نیستی ببینی چقدر تنهام من که بعد از خدا غیر تو کسی رو ندارم

دوستت دارم بیشتر از همیشه بیا "  بیا که تنهایی بد دردیه . نازنینم ببخش امشب نمی تونم زیاد بنویسم

اشکام این اجازه رو بهم نمیده .

چی دارم میگم . با کی دارم حرف میزنم

من که آدرسی از تو نازنین ندارم پس واسه کی دارم این چیزا رو مینویسم؟

 

 

 

 کسی که بیشتر از همه دوستت دارم های دنیا دوست داره...

+ نوشته شده در جمعه 4 آذر1384ساعت 4:34 توسط امیرحسین |

عشق...
عشق مقصد حركت است نه مركب حركت و رسيدن...
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 آذر1384ساعت 1:0 توسط امیرحسین |

بيم فراق...
لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق!!
+ نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1384ساعت 16:15 توسط امیرحسین |

عقل و عشق....
عقل تاجرست ،دل غارتگر اگر ميخواهي به شهرت دنيوي برسي دل را دور بينداز و اگر به دنيا پشت كردي به صبح عشق سلام كن...
+ نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1384ساعت 16:11 توسط امیرحسین |

زمان...

- زمان....بس كند ميگذرد براي آنان كه منتظرند...بس تند ميگذرد براي آنان كه ميترسند....بس طولاني است براي آنان كه در اندوه هستند...و بس كوتاه براي آنان كه سرخشند....
اما ابدي است براي آنان كه عاشقند....

+ نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1384ساعت 16:7 توسط امیرحسین |

از طرف یک سلحشور...
اگر مغروق دریا شوی ، کسی جسدت را در ساحل نخواهد یافت ...
+ نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1384ساعت 13:56 توسط امیرحسین |

از طرف ستاره...
نجوم نخوندم , ولی می دونم تو هفت آسمون یه ستاره ندارم... 

فیزیک نخوندم , ولی می دونم « هر عملی را عکس العملی است...» غیر از عشق من به تو و می دونم که واحد اندازه گیری عشق , ژول و کالری و وات و... نیست

 زیست شناسی نخوندم , ولی می دونم قلب همون دله که می تونه برای یه نفر تنگ بشه یا تندتر بزنه...

شیمی نخوندم ,  ولی می دونم اگه عشق نباشه ملکول های هیدروژن و اکسیژن نمی تونن اینقدر محکم همدیگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بیاد ....

راستی ؛ تو گفتی ریاضی خوندی ؟ اگه راست می گی بگو ببینم من تو رو چند تا دوست دارم ؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1384ساعت 3:44 توسط امیرحسین |

بدون شرح ....
گویند خدا همیشه با ماست........

.....ای غم نکند خدا تو باشی

+ نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1384ساعت 1:12 توسط امیرحسین |