تبليغاتX
!!!.....کفشهای غمگین عشق.....
تنهای تنها ...
 

تنها و آواره به هر سو می دوم، گوشه آستین این را می گیرم، دامن ردای او را می چســــبم، می پرسم، با تمام نیــــــــاز می پرسم؛
غرقه در اشک و درد: «این مرد کیست»؟
«دردش چیست»؟ این تنها وارث تاریخ انسان، وارث پرچم سرخ زمان، تنها چرا؟
چه کرده است؟ چه کشیده است؟ به من بگویید: نامش چیست؟

هیچ کس پاسخم را نمی گوید! ...


دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در دوشنبه 7 دی1388ساعت 17:23 توسط امیرحسین |

....

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 دی1388ساعت 19:58 توسط امیرحسین |

سالها پيش ...
 

 

عشق‏ام را سال‏ها پیش بخشیده‏ام، تمام شهوتم برای تو....

 

 

به نقل از مطرود

+ نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 19:52 توسط امیرحسین |

خداوند می فرماید:
 

 

ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهیم مگر این که آن قوم خود برای تغییر سرنوشت خویش تلاش کنند...

 

سوره ی رعد آیه ی 11

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 19:57 توسط امیرحسین |

لذت بزرگ ..
 

 

بزرگترين خوشي و لذت در زندگي انجام آن چيزي است كه
مردم معتقدند شما نمي توانيد انجام دهيد...

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 14:46 توسط امیرحسین |

نمی خواهم ... نمی توانم ...!!

 

 

انتخاب نمی‏کنم، انتخاب می‏شوم...

 

به نقل از مطرود

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 16:15 توسط امیرحسین |

شکست ...؟
 

 انسان هیچ وقت شکست نمیخورد ،
بلکه دست از تلاش میکشد...

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 آبان1388ساعت 17:2 توسط امیرحسین |

یاد باد آن روزگاران یاد باد ...

+ نوشته شده در یکشنبه 17 آبان1388ساعت 14:36 توسط امیرحسین |

عوام جامعه ...

 

 

عقیده ی عوام را اندیشیدن نه؛
که زور  ِ چماق عوض می کند....

 

به نقل از گورا

+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 18:5 توسط امیرحسین |

ريختن و خوردن...
 

 

گاهی با خود فکر می کنم ،
چگونه است که ما  در این سر دنیا
 عرق می ریزیم و وضع مان این است
 و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ...
 نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن !!!!!

 

به نقل از رز صورتی 

 

+ نوشته شده در شنبه 2 آبان1388ساعت 18:30 توسط امیرحسین |

نظر شخصی ؟...


اگر ناگهان درباره امري از ما پرسش كنند، نخستين نظري كه به ذهن ما

مي رسد معمولاً نظر شخصي ما نيست، بلكه فقط برخاسته از نظريات

رايج در كشور، طبقه اجتماعي، جايگاه و اصل و نسب است. به ندرت

نظريات شخصي فرصت به سطح آمدن و آشكار شدن را مي يابند


+ نوشته شده در یکشنبه 19 مهر1388ساعت 22:1 توسط امیرحسین |

قلب دوم ...


به مردی می مانم که دلش برای یک رابطه غنج می رود ولی قلب دوم اش بلند نمی شود. می خواهم بنویسم ولی نمی شود. 

 

توضیح: «پا» قلب سوم است.


به نقل از گورا


+ نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت 20:45 توسط امیرحسین |

ممد نبودی ببینی ...



این خاک به خون بهترین جوانان وطن آغشته است، با وضو وارد شوید...




+ نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 3:47 توسط امیرحسین |

جرات ؟...
 

 

بار اللهی اگه جرات داری بیا جاها عوض...!!!

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 16:5 توسط امیرحسین |

من نتوانم...



من بنده آن دمم که ساقی گوید                یک جام دگر بگیرو من نتوانم



+ نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 14:44 توسط امیرحسین |

 

 

روزی از روزها شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد
اما می خواهم هرچه بیشتر بروم ...
تا هرچه دورتر بیفتم...

 

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 18:34 توسط امیرحسین |

قصه ی نکـرار...
 

 

خاطره‏هایی هستند که هرگز از یاد نمی‏روند، تنها می‏شود آنها را با دیگری تکرار کرد تا در ذهنت رنگ ببازند....

 

به نقل از مطرود

+ نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 17:12 توسط امیرحسین |

با همه چیز ..,
 

 

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو در انزوا پاک ماندن
نه سخت است و نه با ارزش....

 

دکتر علی شریعتی

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 16:32 توسط امیرحسین |

ژرفا...

 



هر چه نور بيش تر ، سايه ها عميق تر!



"گوته"



+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 19:5 توسط امیرحسین |

«چنین کردم» اما «چنین نبودم»...


چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد...


این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست. و چاره ایی دیگر پیدا نیست


و من «چنین کردم» اما «چنین نبودم»
و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می کرد.



دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 19:33 توسط امیرحسین |

گلایه...



از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست

گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست


+ نوشته شده در یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 18:45 توسط امیرحسین |

وقت اضافی...



همواره هدفی بزرگتر از خودت انتخاب کن

در این صورت وقت برای چیزهای پیش پا افتاده نداری


+ نوشته شده در شنبه 24 مرداد1388ساعت 18:24 توسط امیرحسین |

ستاره ....!!

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ....!



+ نوشته شده در شنبه 10 مرداد1388ساعت 16:38 توسط امیرحسین |

یادداشتی از طرف خدا...




من خدا هستم. امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم ...





+ نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 14:33 توسط امیرحسین |

آسایش ؟!
 

 

 چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است که به این مردم ، آسایش و خوش بختی بخشیده است !!!

 

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 11:25 توسط امیرحسین |

خوشبختی به چه قیمتی ؟!...



برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !



                                                                             دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت 12:10 توسط امیرحسین |

تصویری از سركرده انقلاب "مخملي"...



+ نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 20:12 توسط امیرحسین |

باور نکنید...


در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن را دارد، هیچ حرفی را باور نکنید



دکتر شریعتی


+ نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 19:20 توسط امیرحسین |

Alone...


خدا تنهاست. تنها، خسته و ناامید.

پروژه‏ی انسانیت‏اش شکست خورده است، خدا بازی را باخته است.


به نقل از مطرود

+ نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388ساعت 18:16 توسط امیرحسین |

For sell ....


شاید بتوانم شرافتم را بفروشم، اما هیچکس مشتری احساسم نخواهد بود...



به نقل از مطرود
+ نوشته شده در جمعه 5 تیر1388ساعت 12:38 توسط امیرحسین |

چوپان دروغ گو...



دلم برای چوپان دروغگو می سوزد در این زمان می فهمم که چقدر صادق بود...



+ نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 14:32 توسط امیرحسین |

بدون عکس ...!



صحنه ای از فیلم "بکش تا زنده بمانی" اثر بیاد ماندنی آدولف هیتلر



پ.ن:جمهوری اسلامی به لحظه دشواری از تاریخ خود رسیده است.


+ نوشته شده در سه شنبه 26 خرداد1388ساعت 13:52 توسط امیرحسین |

بدون شرح...


کودتای 22 خرداد ؟!!




+ نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 20:11 توسط امیرحسین |

بدون شرح...

+ نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 20:41 توسط امیرحسین |

چرا ؟


سوزد آن شمع که پروانه بود همدم او

ما که پروانــه نداریـم چـرا سوختـه ایم


+ نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 13:11 توسط امیرحسین |

شما چطور



این روزها احمق‏ها رای نمی‏دهند، شما چطور؟



به نقل از مطرود

+ نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 13:7 توسط امیرحسین |

لیاقت ...



گوهر خود را نزن بر سنگ هر نالایقی

صبر کن گوهر شناس لایقی پیدا شود



+ نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 19:15 توسط امیرحسین |

نابغه...


تمام بچه ها نابغه به دنیا می آیند.اما از هر ۱۰۰۰۰ نفر،

 ۹۹۹۹ نفر آنها نبوغشان را به دست بزرگترها از دست می دهند.

                                                                                     "باکمینسترفولر"



+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 20:5 توسط امیرحسین |

به قول حضرت حافظ:


اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را



و صائب در جواب می گوید:


هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را

و شهریار در جواب می گوید:


هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را



و دوستی گوید:


هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشد
یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 14:32 توسط امیرحسین |

جامعه شناسی...


در دسته بندی جامعه شناسی ای که جدیدا صورت گرفته انسان ها به دو دسته تقسیم شدند :

1- کسانی که سیگار می کشند

2- کسانی که سیگار خواهند کشید .


+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 14:7 توسط امیرحسین |

secret ...


رمز موفقیت در تفاوت است و رمز تفاوت،
نگریستن به آنجا که دیگران از نظر به آن غافلند !





+ نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 17:8 توسط امیرحسین |

حیف...



می دانم که دیگر

بر نمی داری از آن خواب گران سر

تا ببینی

خورد سال سالخورد خویش را

کاین زمان چندان شجاعت یافته ست

تا بگوید:

- «راست می گفتی،پدر»...!


به نقل از سیا سفید

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 0:3 توسط امیرحسین |

وقت تمام شد !!



خدا همه‏ی هنرش را صرف آفرینش جسم زن کرد.

وقت تمام شد، زمانی برای ساختن روح نماند.

به نقل از مطرود


+ نوشته شده در سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 2:26 توسط امیرحسین |

دنیای چینی ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 18:34 توسط امیرحسین |

خدایا شرمنده ام...


مرا ببخش.

آن‏قدر از داشتنت مطمئن بودم که هرگز عجله‏ای برای کشف کردنت نداشتم.


به نقل از مطرود

+ نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 20:21 توسط امیرحسین |

تغییر >> تغییر


خدا احوال هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود را تغییر دهند ...




+ نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 19:51 توسط امیرحسین |

اما دلت...


فاحشه‏ی پیر نگاه خسته‏اش را به چشمانم دوخت، سیگارش را تندتر گیراند و آهسته زمزمه کرد: آسان است، زود یاد می‏گیری. تنت را به گران‏ترین قیمت بفروش امّا دلت را به کسی مسپار...



به نقل از مطرود

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 20:3 توسط امیرحسین |

تا اواسط فروردین 88 ...
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 1:23 توسط امیرحسین |

live...



خدایا

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی...



+ نوشته شده در شنبه 24 اسفند1387ساعت 17:36 توسط امیرحسین |

همه ...



ديروز خدا رو به جبرئيل كرد و با تعجب پرسيد :

"مگه قرار نشد تو طوفان نوح همه غرق شن؟"


+ نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 10:10 توسط امیرحسین |